|
عاشقانه ستاره ای که از دست رفت . . . .
| ||
|
بـــه شـــوق ِ دیــــدارت ..
چـــه آب و جـــارویی راه انـــداخــتــه انـــد ! چــشـــمـــهـــا و مــــژه هــــایـــم ... [ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 19:7 ] [ ایمان ]
عشق های واقعی و بدون هوس هرگز به هم نمیرسند. این قانون عشقهاست چون اگر به هم برسند مجبورند هوس را با عشق پاک در هم آمیزند (تقدیم به همه ی کسانی که در حادثه ی عشق مثل من ایستاده سوخته اند.)
...................................................................... خداوندا تقدیر عزیزانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند آنها چیزی نبینم... [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 21:1 ] [ ایمان ]
[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 21:0 ] [ ایمان ]
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
بانوی دریای من...
[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:59 ] [ ایمان ]
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم . [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:57 ] [ ایمان ]
به تو عادت کرده بودم [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:56 ] [ ایمان ]
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
......................................................
نفس می کشم نبودنت را
نیستی هوای بوی تنت را کرده ام می دانی پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم ... چه مصیبتی می شود وزش باد دلم برای موهایت هم تنگ شده... هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده... خودم را به هزار راه میزنم به هزار کوچه به هزار در نکند یاد آغوشت بیفتم ... ................................................
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني.... او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني .... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:54 ] [ ایمان ]
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتی که نه،باید بروم حوصله ای نیست
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست...... [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:53 ] [ ایمان ]
به نام ستاره ی شب تاریکم…یک شب خوب تو اسمون…یک ستاره چشمک زنون…خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون…ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون…ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون…اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون…ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون… ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون… حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون
هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه
من منتظرت شدم ولی در نزدی بر زخم دلم گل معطر نزدی گفتی كه اگر شود می آیم اما مرد این دل و آخرش به او سر نزدی
خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن… اما نه … نفرین من … الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره … تلافی من …. میرم تا به اون برسی … سره راهت نباشم … را): ستی … قد من دوست داره
چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
کسي چه مي داند شايد، اين قدر همديگر را دوست نمي داشتيم اگر از دور به تماشاي روح هم نمي نشستيم . کسي چه مي داند اگر آسمان ما را جدا نمي کرد شايد، اين قدر به هم نزديک نبوديم
[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:52 ] [ ایمان ]
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:52 ] [ ایمان ]
[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:51 ] [ ایمان ]
من صبورم اما . . . به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!! [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:50 ] [ ایمان ]
صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند . [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:48 ] [ ایمان ]
سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و معنی شفاهیشو حفظ کنید بکنم هر کاری... دیگه هم بلند نشد رسیدن... [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:47 ] [ ایمان ]
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر. قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد همان كه گاهي مي شكند گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه و گاهي هم از دست مي رود... با اين دل است كه عاشق مي شويم با اين دل است كه دعا مي كنيم با همين دل است كه نفرين مي كنيم و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم... اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم. اين قلب اما در سينه جا نمي شود و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد سياه و سنگ هم نمي شود از دست هم نمي رود زلال است و جاري مثل رود و نسيم و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد اين همان قلب است كه وقتي تو نفرين مي كني او دعا مي كند وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد وقتي تو مي رنجي او مي بخشد... اين قلب كار خودش را مي كند نه به احساست كاري دارد نه به تعلقت نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند به خاطر قلب ديگرشان به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:46 ] [ ایمان ]
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 20:45 ] [ ایمان ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||